أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

361

قانون ( فارسى )

در گلو گير كرده‌ها : اگر چيزى از خوراك يا هرچه در گلو گير كرد ، دستور معالجه اين است : 1 - بايد با مشت بر پشت گردن و ميان دو شانهء بيمار بارها بكوبند . 2 - اگر با كوبيدن دست بيرون نيامد ، حتما بايد قى كنند . اگر خار يا همانند خار در گلو خليده است ، مثلا تراشهء نازك چوب يا استخوان نازك و از اين قبيل ، دقت كن ! اگر خليده ديده مىشود و بسيار ژرفارو نيست و در حالتى است كه پر يا چوبك سر كج شدهء خيزران يا زه كمان دولايه شده بدان مىرسد ، آن را با يكى از اين وسيله‌ها يا هول بده پايين برود يا بيرون بياور . اما اگر پيدا نيست و در ژرفا قرار گرفته است ، بايد سوپى را بخورد كه خليده را به سوى پايين سوق دهد . اگر وسيلهء سوپ نلغزيد ، كارى كن كه به وسيلهء سكسكه يا قى كردن وسيلهء انگشت يا پر يا دارو بيرون آيد . داروى آزمون شده در اين‌باره اين است كه هر روزه به وزن يك درهم ترتيزك ساييدهء گرد شده را با آب گرم بنوشد و بعدا وسيلهء پر يا انگشت قى كند . بهتر است بعد از سير شدن از غذا قى كند . يا نخى محكم به پارچهء گوشت تنك بريده ببند و بيمار گوشت را ببلعد ، سپس نخ را بكش ! خليده را با خود مىآورد . يا نخ را به انجير خشك ببند و بگذار كمى آن را بخايد و ببلعد و بلعيده را بركش كه خليده را بيرون آورد . « 1 » رب انگور را كه انجير در آن پخته است در گلو گردانند ؛ خليده از جاى خود تكان مىخورد و دور مىشود . شايد داروهاى گذاردنى كه رساننده و بازكننده باشند و از خارج بر گلو گذارند آهسته‌آهسته خليده را بلغزاند ، زيرا داروى ضمادى جاى خليده را بازتر مىنمايد و خليده مىافتد ، ضمادى كه براى اين حالت مفيد است عبارت است از : آرد جو با روغن زيتون و آب نيم گرم ، ضماد شود و از خارج بر گلو گذارند . فصل سوم زالو در بعضى از آبها ممكن است زالوهاى بسيار ريز كه با چشم ديده نمىشوند باشند و انسان كه آب مىنوشد ، به گلو راه يابند و به آن بچسبند . شايد زالو به قسمتى از گلو كه پديدار است و ممكن است آن را ديد ، بچسبد و احتمال دارد از ديد نهان باشد . چنين زالو كه بسيار ريز است همين‌كه مدتى در گلو ماند و خون مكيد چاق‌وچله

--> ( 1 ) - اگر استخوان ماهى در گلو گير كند ، نيم استكان سركه بخورند ، آن را مىگدازد . در كردستان آزموده شده است . م